اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Formalize v. t.

رسمی کردن

تعریف

To give form, or a certain form, to; to model.

معنی فارسی

شکل دادن یا فرم خاصی به ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We need to formalize our agreement in writing.

ما باید توافق خود را به صورت مکتوب شکل بدهیم.

توضیح

This means to make the agreement official by putting it into written form.

دستور زبان

It is a transitive verb, so it requires an object.

توضیح

این به معنای رسمی کردن توافق با نوشتن آن است.

دستور زبان

این فعل متعدی است و به یک مفعول نیاز دارد.

2Literature & Fiction · medium

The author sought to formalize his ideas through structured prose.

نویسنده تلاش کرد تا ایده‌هایش را از طریق نثر ساختارمند شکل بدهد.

توضیح

Here, it means to clearly define and present ideas in a specific way.

دستور زبان

Often used in academic and professional contexts.

توضیح

اینجا به این معنی است که ایده‌ها را به وضوح و به روشی خاص تعریف و ارائه کند.

دستور زبان

اغلب در زمینه‌های علمی و حرفه‌ای به کار می‌رود.

3Sentence Construction · advanced

To formalize the research findings, we will create a detailed report.

برای شکل دادن به نتایج تحقیق، گزارشی دقیق تهیه خواهیم کرد.

توضیح

This indicates the process of organizing findings into a formal document.

دستور زبان

Can be followed by a noun or gerund.

توضیح

این نشان‌دهنده‌ی فرآیند سازماندهی نتایج به یک سند رسمی است.

دستور زبان

می‌تواند با یک اسم یا فعل مصدر دنبال شود.

جستجوی واژه