اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Formalize v. t.

رسمی کردن

تعریف

To render formal.

معنی فارسی

برای ارائه رسمی.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We need to formalize the agreement before signing.

ما باید توافق را قبل از امضا کردن رسمی کنیم.

توضیح

This means to make the agreement official and recognized.

دستور زبان

Used with an object; typically followed by a noun or phrase.

توضیح

این به معنی رسمی کردن و شناخته‌شدن توافق است.

دستور زبان

با یک مفعول استفاده می‌شود و معمولاً بعد از آن یک اسم یا عبارت می‌آید.

2Literature & Fiction · medium

The author decided to formalize the characters' backgrounds in the story.

نویسنده تصمیم گرفت پیشینه شخصیت‌ها را در داستان رسمی کند.

توضیح

This means to provide a detailed and structured background for characters.

دستور زبان

Can be used in passive voice as well.

توضیح

این به معنی ارائه یک پس‌زمینه‌ی دقیق و ساختاریافته برای شخصیت‌ها است.

دستور زبان

قابل استفاده در حالت معلوم نیز هست.

3Sentence Construction · medium

It's important to formalize the rules before starting the game.

مهم است که قوانین را قبل از شروع بازی رسمی کنیم.

توضیح

This suggests creating clear and agreed-upon rules for clarity.

دستور زبان

Tends to be followed by clauses starting with 'that' or direct objects.

توضیح

این پیشنهاد می‌کند که قوانینی شفاف و توافق‌شده برای وضوح ایجاد کنیم.

دستور زبان

معمولاً با جملات تبعی که با 'که' شروع می‌شوند یا مفعول‌های مستقیم دنبال می‌شود.

جستجوی واژه