اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Literature & Fiction

Frontispiece n.

قسمت اصلی

تعریف

An ornamental figure or illustration fronting the first page, or titlepage, of a book; formerly, the titlepage itself.

معنی فارسی

یک چهره یا تصویر زینتی که جلوی آن قرار دارد

مثال‌ها (3)

1Literature & Fiction · medium

The frontispiece of the novel featured a beautiful illustration.

چهره زینتی رمان شامل یک تصویر زیبا بود.

توضیح

The frontispiece is often the first thing you see when opening a book, highlighting its main theme or setting.

دستور زبان

It's a noun and is often used in discussions about books.

توضیح

چهره زینتی معمولاً اولین چیزی است که هنگام باز کردن کتاب می‌بینید و موضوع یا فضای اصلی آن را نشان می‌دهد.

دستور زبان

این یک اسم است و معمولاً در بحث‌ها درباره کتاب‌ها استفاده می‌شود.

2Daily Usage · easy

She loves to collect books with intricate frontispieces.

او عاشق جمع‌آوری کتاب‌هایی با چهره‌های زینتی پیچیده است.

توضیح

In daily conversations, you might refer to frontispieces when talking about book aesthetics.

دستور زبان

Used as a noun, it can be singular or plural.

توضیح

در مکالمات روزمره، ممکن است به چهره‌های زینتی هنگامی که در مورد زیبایی‌شناسی کتاب صحبت می‌کنید اشاره کنید.

دستور زبان

به عنوان یک اسم، می‌تواند مفرد یا جمع باشد.

3Sentence Construction · advanced

The museum displayed a frontispiece from an ancient manuscript.

موزه یک چهره زينتی از یک نسخه خطی قدیمی نمایش داد.

توضیح

This example constructs a sentence that uses 'frontispiece' in a context related to art and history.

دستور زبان

Remember to use it in contexts related to books or manuscripts.

توضیح

این مثال یک جمله می‌سازد که 'چهره زینتی' را در زمینه هنر و تاریخ به کار می‌برد.

دستور زبان

به خاطر داشته باشید که از آن در زمینه‌های مرتبط با کتاب‌ها یا نسخه‌های خطی استفاده کنید.

جستجوی واژه