1Daily Usage · easy
He frontlessly asked for a raise during the meeting.
او بی شرمانه در طول جلسه خواستار افزایش حقوق شد.
توضیح
This means he asked for a raise without any shame.
دستور زبان
Used as an adverb to describe how an action is done.
توضیح
این به این معنی است که او بدون هیچ شرمی خواستار افزایش حقوق شد.
دستور زبان
به عنوان قید برای توصیف نحوه انجام یک عمل استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The villain in the story acted frontlessly, revealing his true intentions.
شرور داستان بی شرمانه عمل کرد و نیت واقعی خود را آشکار ساخت.
توضیح
Here, it means the villain showed his intentions shamelessly.
دستور زبان
Commonly used in narratives to enhance character traits.
توضیح
در اینجا، به این معنی است که شرور به بی شرمی نیت خود را نشان داد.
دستور زبان
معمولاً در روایتها برای تقویت ویژگیهای شخصیت استفاده میشود.
3Sentence Construction · advanced
She frontlessly criticized her boss in front of everyone.
او بی شرمانه رئیسش را در مقابل همه انتقاد کرد.
توضیح
This sentence shows that she criticized her boss without any regard for the situation.
دستور زبان
Can be used to add emphasis in written or spoken language.
توضیح
این جمله نشان میدهد که او بدون توجه به وضعیت، رئیسش را انتقاد کرد.
دستور زبان
میتوان از آن برای افزودن تأکید در زبان نوشتاری یا گفتاری استفاده کرد.