اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Frontlet n.

جلو

تعریف

A frontal or brow band; a fillet or band worn on the forehead.

معنی فارسی

یک باند جلو یا ابرو ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He wore a frontlet to keep the sun out of his eyes.

او یک باند جلو wore تا آفتاب از چشمانش دور بماند.

توضیح

A frontlet can be used as a practical accessory to shield your eyes from sunlight.

دستور زبان

Noun, often refers to headwear.

توضیح

یک باند جلو می‌تواند به عنوان یک وسیله عملی برای جلوگیری از تابش آفتاب به چشمانتان استفاده شود.

دستور زبان

اسم، معمولاً به پوشش سر اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the hero donned a jeweled frontlet as a sign of his nobility.

در داستان، قهرمان یک باند جلو جواهرنشانی بر سر گذاشت به‌عنوان نشانه‌ای از نجابتش.

توضیح

In literature, a frontlet can symbolize status or honor when worn by characters.

دستور زبان

Noun, often used in historical or fantasy contexts.

توضیح

در ادبیات، یک باند جلو می‌تواند به عنوان نمادی از موقعیت یا افتخار وقتی توسط شخصیت‌ها پوشیده می‌شود، عمل کند.

دستور زبان

اسم، معمولاً در بافت‌های تاریخی یا فانتزی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

She crafted a beautiful frontlet for the festival.

او یک باند جلو زیبا برای جشنواره ساخت.

توضیح

This sentence shows how to use 'frontlet' when talking about creating or designing accessories.

دستور زبان

Noun, used with verbs like 'craft' or 'wear.'

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه از 'باند جلو' هنگام صحبت کردن درباره ساخت یا طراحی لوازم جانبی استفاده کنیم.

دستور زبان

اسم، با افعالی مانند 'ساختن' یا 'پوشیدن' استفاده می‌شود.

جستجوی واژه