اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Fusile a.

بدنه

تعریف

Same as Fusil, a.

معنی فارسی

همان Fusil ، a.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The fusile structure of the weapon was evident.

ساختار فوزیل سلاح مشهود بود.

توضیح

In this sentence, 'fusile' describes the nature of the weapon, indicating its features.

دستور زبان

Adjective used to describe a noun.

توضیح

در این جمله، 'فوزیل' ویژگی سلاح را توصیف می‌کند و به ویژگی‌های آن اشاره دارد.

دستور زبان

صفتی که برای توصیف اسم به کار می‌رود.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist carried a fusile as a symbol of his heritage.

شخصیت اصلی یک فوزیل را به عنوان نمادی از میراث خود حمل می‌کرد.

توضیح

Here, 'fusile' represents a cultural or familial significance in the story.

دستور زبان

Adjective modifying the noun 'fusile'.

توضیح

در اینجا، 'فوزیل' به عنوان نمادی از اهمیت فرهنگی یا خانوادگی در داستان به کار رفته است.

دستور زبان

صفتی که اسم 'فوزیل' را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

When writing about weaponry, be sure to note the fusile designs.

وقتی درباره سلاح‌ها می‌نویسید، حتما به طراحی‌های فوزیل اشاره کنید.

توضیح

This sentence instructs the reader on what to focus on in writing.

دستور زبان

Imperative sentence structure.

توضیح

این جمله به خواننده دستور می‌دهد که به چه چیزی در نوشتن توجه کند.

دستور زبان

ساختار جمله امری.

جستجوی واژه