1Daily Usage · medium
The soldiers were ordered to fusillade the approaching enemy.
سربازان دستور گرفتند تا به دشمن نزدیک شلیک کنند.
توضیح
Fusillade means to shoot at someone or something with multiple gunshots at the same time.
دستور زبان
Fusillade is a transitive verb, meaning it requires a direct object.
توضیح
فوسیلاژ به معنای شلیک به کسی یا چیزی با چندین گلوله به طور همزمان است.
دستور زبان
فوسیلاژ یک فعل متعدی است و به شیء مستقیم نیاز دارد.
2Literature & Fiction · advanced
In the novel, the hero escaped the fusillade of arrows that rained down on him.
در رمان، قهرمان از باران شلیک تیرهایی که به او می بارید، فرار کرد.
توضیح
In literature, fusillade can refer to any intense barrage, not just from firearms.
دستور زبان
It often describes a rapid series of shots, implying urgency.
توضیح
در ادبیات، فوسیلاژ میتواند به هر بمباران شدیدی اشاره کند، نه فقط از سلاحهای گرم.
دستور زبان
این واژه معمولا یک سری سریع شلیکها را توصیف میکند و بر فوریت تاکید دارد.
3Sentence Construction · medium
They planned to fusillade the targets during the drill.
آنها نقشهریزی کردند که در طول تمرین به اهداف شلیک کنند.
توضیح
This sentence shows how to use fusillade in planning an action with precision.
دستور زبان
You can also use 'fusillade' as a noun: 'a fusillade of questions.'
توضیح
این جمله نشان میدهد که چگونه میتوان فوسیلاژ را در برنامهریزی یک اقدام با دقت استفاده کرد.
دستور زبان
شما همچنین میتوانید 'فوسیلاژ' را به عنوان یک اسم استفاده کنید: 'یک فوسیلاژ از سوالات.'