اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Hull v. t.

بدنه

تعریف

The outer covering of anything, particularly of a nut or of grain; the outer skin of a kernel; the husk.

معنی فارسی

پوشش بیرونی هر چیزی ، به ویژه یک مهره یا

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She decided to hull the strawberries before adding them to the salad.

او تصمیم گرفت قبل از اضافه کردن توت فرنگی‌ها به سالاد، پوست آنها را بکند.

توضیح

In this example, 'hull' means to remove the outer covering of the strawberries, making them ready for eating.

دستور زبان

'Hull' is used as a transitive verb, meaning it requires an object.

توضیح

در این مثال، 'هُل' به معنی کندن پوست بیرونی توت فرنگی‌ها است تا آنها آماده خوردن شوند.

دستور زبان

'هُل' به عنوان یک فعل گذرای مستقیم استفاده می‌شود، به این معنی که به یک مفعول نیاز دارد.

2Literature & Fiction · medium

The poet describes the hull of the walnut as a protective shield for the treasure inside.

شاعر پوشش گردو را به عنوان یک سپر محافظ برای گنج درون توصیف می‌کند.

توضیح

Here, 'hull' conveys a deeper meaning, illustrating protection and value in literature.

دستور زبان

In literary use, 'hull' often carries metaphorical connotations.

توضیح

در اینجا، 'هُل' معنای عمیق‌تری را منتقل می‌کند و حفاظت و ارزش را در ادبیات به تصویر می‌کشد.

دستور زبان

در استفاده ادبی، 'هُل' معمولاً بار معنایی تمثیلی دارد.

3Sentence Construction · easy

To make the dish, first, you must hull the corn before cooking.

برای تهیه این غذا، ابتدا باید ذرت را پوست کنید قبل از پختن.

توضیح

This sentence shows the order of actions, emphasizing the need to hull corn prior to cooking.

دستور زبان

'Hull' can be used in imperative sentences to give commands.

توضیح

این جمله ترتیب اقدامات را نشان می‌دهد و بر لزوم پوست کنی ذرت قبل از پخت تأکید می‌کند.

دستور زبان

'هُل' می‌تواند در جملات امری برای دادن دستورات استفاده شود.

جستجوی واژه