اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Hull v. i.

بدنه

تعریف

To toss or drive on the water, like the hull of a ship without sails.

معنی فارسی

برای پرتاب یا رانندگی روی آب ، مانند بدنه کشتی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The boat began to hull as it caught the strong waves.

قایق هنگامی که با امواج قوی برخورد کرد، شروع به پرتاب شدن روی آب کرد.

توضیح

In this sentence, 'hull' describes the motion of the boat moving over the surface of the water.

دستور زبان

'Hull' is used here as an intransitive verb meaning it does not require a direct object.

توضیح

در این جمله، 'پرپر زدن' حرکتی را توضیح می‌دهد که قایق بر روی سطح آب حرکت می‌کند.

دستور زبان

'پرپر زدن' در اینجا به عنوان یک فعل درtransitive استفاده می‌شود که نیاز به مفعول مستقیم ندارد.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the ship would hull across the stormy seas, showing its resilience.

در رمان، کشتی به طور مداوم بر روی دریاهای طوفانی پرتاب می‌شد و نشان‌دهنده‌ی پایداری‌اش بود.

توضیح

Here, 'hull' conveys the struggle of the ship as it bravely navigates through the storm.

دستور زبان

This sentence uses 'hull' in a narrative context, emphasizing action.

توضیح

در اینجا، 'پرپر زدن' تلاش کشتی را در طول طوفان نشان می‌دهد.

دستور زبان

این جمله 'پرپر زدن' را در یک زمینه روایتی به کار می‌برد و بر عمل تأکید می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

He learned to hull in the calm waters before sailing further.

او قبل از ادامه سفرش یاد گرفت که چگونه در آب‌های آرام پرتاب کند.

توضیح

'Hull' here indicates practicing moving over water in a safe environment.

دستور زبان

The structure emphasizes skill development with 'to hull' as an action phrase.

توضیح

'پرپر زدن' در اینجا به معنی تمرین حرکت بر روی آب در یک محیط امن است.

دستور زبان

ساختار جمله بر توسعه مهارت با 'پرپر زدن' به عنوان یک عبارت عمل تأکید می‌کند.

جستجوی واژه