اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Approachable a.

نزدیک

تعریف

Capable of being approached; accessible; as, approachable virtue.

معنی فارسی

قادر به نزدیک شدن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She has an approachable personality that makes people feel comfortable.

او شخصیتی قابل دسترسی دارد که باعث می‌شود مردم احساس راحتی کنند.

توضیح

This means her character is friendly and makes it easy for others to talk to her.

دستور زبان

Approachable is an adjective and describes someone's nature.

توضیح

این به این معنی است که شخصیت او دوستانه است و باعث می‌شود که دیگران به راحتی با او صحبت کنند.

دستور زبان

قابل دسترسی صفت است و طبیعت کسی را توصیف می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The hero was known for his approachable demeanor, making him relatable to the townspeople.

قهرمان به خاطر رفتار قابل دسترسی‌اش معروف بود و او را برای اهالی شهر قابل درک می‌کرد.

توضیح

This suggests that the hero’s friendly nature made him someone everyone could understand and connect with.

دستور زبان

Approachable can be used to describe characters in stories.

توضیح

این نشان می‌دهد که طبیعت دوستانه قهرمان، او را به کسی تبدیل کرده بود که همه می‌توانستند او را درک کنند و با او ارتباط برقرار کنند.

دستور زبان

قابل دسترسی می‌تواند برای توصیف شخصیت‌ها در داستان‌ها استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

In discussions, it's important to be approachable to encourage open dialogue.

در بحث‌ها، مهم است که قابل دسترسی باشید تا گفتگوهای آزاد را تشویق کنید.

توضیح

This implies that being friendly can help foster better communication.

دستور زبان

Approachable can be used in various contexts, especially formal ones.

توضیح

این به این معنی است که دوستانه بودن می‌تواند به بهبود ارتباطات کمک کند.

دستور زبان

قابل دسترسی می‌تواند در زمینه‌های مختلف، به‌خصوص رسمی، استفاده شود.

جستجوی واژه