1Daily Usage · easy
The manager organized a team meeting to discuss our goals.
مدیر یک جلسه تیمی ترتیب داد تا اهدافمان را بررسی کند.
توضیح
In this context, 'manager' refers to the person overseeing the team's activities.
دستور زبان
'Manager' is a noun and can refer to anyone in a supervisory role.
توضیح
در اینجا، 'مدیر' به شخصی اشاره دارد که فعالیتهای تیم را نظارت میکند.
دستور زبان
'مدیر' یک اسم است و میتواند به هر کسی که در نقش نظارتی است اشاره کند.
2Literature & Fiction · medium
The cunning manager in the story always found a way to profit.
مدیر مودب در داستان همیشه راهی برای سودآوری پیدا میکرد.
توضیح
'Manager' here indicates a character who skillfully navigates challenges for gain.
دستور زبان
Used in narratives, 'manager' can imply complexity in a character's role.
توضیح
در اینجا، 'مدیر' به شخصیتی اشاره دارد که به طور ماهرانهای چالشها را برای کسب سود مدیریت میکند.
دستور زبان
در داستانها، 'مدیر' میتواند به پیچیدگی در نقش یک شخصیت اشاره داشته باشد.
3Sentence Construction · easy
I need to ask my manager for feedback on my project.
باید از مدیرم برای بازخورد درباره پروژهام بپرسم.
توضیح
'Manager' is used to denote the person to whom you report in a work setting.
دستور زبان
In this sentence structure, 'manager' acts as a subject of relation.
توضیح
'مدیر' برای نشان دادن شخصی که در محیط کار به او گزارش میدهید، استفاده میشود.
دستور زبان
در این ساختار جمله، 'مدیر' به عنوان یک موضوع رابطه عمل میکند.