1Daily Usage · easy
The managery of the team was improved with better communication.
مدیریت تیم با ارتباط بهتر بهبود یافت.
توضیح
In this sentence, 'managery' refers to how the team is managed, indicating better control and organization.
دستور زبان
'Managery' is a noun that signifies the act or manner of management.
توضیح
در این جمله، 'مدیریت' به چگونگی مدیریت تیم اشاره دارد که کنترل و سازماندهی بهتری را نشان میدهد.
دستور زبان
'مدیریت' یک اسم است که به عمل یا روش مدیریت اشاره دارد.
2Literature & Fiction · medium
The book discussed the managery of historical empires.
این کتاب دربارهی مدیریت امپراتوریهای تاریخی صحبت میکند.
توضیح
Here, 'managery' denotes the way historical empires were governed and directed.
دستور زبان
'Managery' can often be seen in a formal context, especially in literature.
توضیح
در اینجا، 'مدیریت' به چگونگی حکومت و هدایت امپراتوریهای تاریخی اشاره دارد.
دستور زبان
'مدیریت' معمولاً در زمینههای رسمی، به ویژه در ادبیات، دیده میشود.
3Sentence Construction · advanced
Effective managery leads to successful outcomes.
مدیریت مؤثر به نتایج موفقیتآمیز منجر میشود.
توضیح
This emphasizes that good management practices directly influence success.
دستور زبان
Use 'managery' to discuss the concept of management in a structured way.
توضیح
این جمله تأکید میکند که روشهای مدیریت خوب به طور مستقیم بر موفقیت تأثیر میگذارند.
دستور زبان
از 'مدیریت' برای بحث در مورد مفهوم مدیریت به صورت ساختارمند استفاده کنید.